• کدخبر: 54471
  • تاریخ انتشار خبر: ۶:۵۲ ب.ظ - دوشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۲۹
  • چاپ خبــر
دیدگاه- قربانیان تهاجم فرهنگی

روزگاری شهر ما در معنویت غرق بود/ چه بر سرمان آمده است!

اکنون چه بر سرمان آمده که هرگاه قدم به خیابان های شهر می نهی احساس غربت و دلتنگی بر تو غالب می شود. احساسی که در باورت نمی گنجد که اینجا هنوز هم گلپایگان است!

دیار عالمان– زهره ملکی/ ای کاش آن روزهایی که در گوشمان می خواندند مواظب شبیخون فرهنگی دشمن باشید بیشتر حواسمان را جمع می کردیم.

ای کاش وقتی که دشمن چون ماری خطرناک زهر خویش را از مسیر های جذابی چون، اینترنت و فضای مجازی و تلگرام بر ذهن معصوم جوانانمان تزریق می کرد بیشتر هوشیار بودیم.

کاش آن روزها اخطار رهبر معظم خویش را در خصوص جنگ نرم دشمنان جدی می گرفتیم هر چند که جنگ از نوع سختش را ازموده بودیم، ولی نمی دانستیم که به زودی آرام و متین و بی صدا گرفتار تارهای نامرئی دشمنان خواهیم شد.

جایی که دیگر هیچ تسلیحاتی کارائی ندارد جز ذهن هوشیار و پاک مردم…

چطور شد که به یکباره غرق تمنیات خویش و لذت های فریبنده ساخت غرب شدیم. رفتیم تا اوج بی خیالی های مرموز از جنس غربی. عروسکی شدیم در دستان گارگردان هایی که برای به نمایش در آوردن سناریوی خویش بسیار هزینه کردند.

هر روز نمودار خطی مرگ و میر اعتقاد، ایمان، یکرنگی و صفا در صفحه شطرنجی روزگار، در نوسان بود تا این که امروز سقوط فاحش ان را نظاره گر هستیم به نقطه صفر، آن جایی که خطوط آماری، روی سر بلند کردن را ندارند.

چه شد که یکباره مردم شهرمان ابتذال و بی بند باری و بی حجابی را به اسم تمدن و فرهنگ به خورد فرزندان خود دادند و مدگرایی بی اعتقادی سر لوحه رفتار روزمره آنان شد.

چه بر سر مردانمان آمده است که غیرت و جوانمردی و حیا و پاکدامنی را در ملا عام به دار می آویزند و دوش به دوش همسرانشان که عفاف و حجاب را در قبرستان افکارشان دفن کرده اند با غرور و تبختر مسیر انحراف را طی می کنند.

کجاست فرهنگ ناب ایرانی و اسلامی که از مشرق ذهن مادران و پدرانمان ظهور کرد و در مغرب افکار مسموم نسل جدید به غروبی غمگین نشست.

شهری که سالار معرفت و ایمان و صداقت و پاکی در خطه ی پاک اصفهان بود و مردان و عالمان دینیش زبانزد خاص و عام و زنانشان الگوی عفاف و پاکدامنی و نجابت بود.

اکنون چه بر سرمان آمده که هرگاه قدم به خیابان های شهر می نهی احساس غربت و دلتنگی بر تو غالب می شود. احساسی که در باورت نمی گنجد که اینجا هنوز هم گلپایگان شهر مردمان آبی صداقت، شهر معنویت و اینه تمام نمای عالم تشیع است.

در باورت نمی گنجد که حجاب در منظر نسل جدید شهر، مایه خفت و بی فرهنگی محسوب می شود!

آنجا که آنان به راحتی فرهنگ بومی و خالص خویش را رها کرده و ایده ها و نظریات آلوده غربیان را به وام گرفته اند برایمان سوال هست که چگونه می خواهند بهره گزاف این وام بلند مدت را از جیب آیندگان خویش پرداخت نمایند؟

چطور شد که پرچم داعش تا لب مرزهای ایران آمد و ما همچنان غرق در تفکرات و زندگی مادی خویش، در غفلتی خموش، میزبان این گرگان خون آشام شدیم؟

اکنون قبل از این که داعشیان، به سراغمان بیایند گرفتار گرگ نفس و اندیشه سیاه و شوم فرهنگ غرب شده ایم و تا زمانی که نتوانیم این سایه سیاه را از سرمان دور کنیم نمی توانیم در مقابل این هیولای دست ساخته غرب، مقاومت کنیم و جان سالم به در بریم.

نمی دانم چرا همه شهر، همه مسئولان، بیشتر واعظان و روحانیون مُهر سکوت را بر لب زده اند و چرا این فضای سنگین بی خیالی و بی توجهی به نسل اینده را از بین نمی برند.

چرا همه نهاد ها و ارگان های دولتی در یک عقب نشینی سوال بر انگیز، با چشمان بسته در شهر راه می روند؟ حتما راه حلی باید باشد، چاره ای که ذهن معصوم فرزندان شهر را از چنگان داعشیان دیو صفت که خیمه در دل و جان آنها زده اند نجات دهد. رستمی، اسفندیاری، آرشی که کمان در دست گیرد و تیری بر قلب جهالت و فرهنگ مبتذل غرب نهد تا جایی که پدران و مادران امروز شهر در قبال سرنوشت فرزندانشان بیشتر احساس مسئولیت نمایند.

نه این که خودشان نیز همگام و هم سو با آنان مسیر انحراف و را به سوی خیمه گاه داعشیان زمانه طی نمایند.

امیدوارم مسئولین محترم شهر ، ارگان ها و نهادهای مردمی و مذهبی بیش از این به این معزل اجتماعی بیاندیشند.

امیدوارم ذهن پدران و مادران امروزی با باران هدایت، از افکار ناشایست شسته شود و گرد و غبار و زنگار فرهنگ مبتذل غرب از وجودشان پاک شود.

و یادمان نرود که :

از عرش به فرش !

روزگاری شهر ما در معنویت غرق بود

افتاب معرفت در اسمان شرق بود

مهد علم و دانش و فرزانگانش بیشمار

مکتب پاک ولایت با شهامت ، بر قرار

مرجعیت در کمال افتخار از آن او

جام عرفان ، دین و ایمان در کف دستان او

حرمت و شان مسلمانی درونش شعله ور

مکر و تزویر شیاطین در وجودش بی اثر

بانوانش مظهر حجب و نجابت ، بی رقیب

چشم شیطان از نگاه پاک آنان ، بی نصیب

پس چه شد ناگه که صیادی ز دنیای دگر

در کمند آ ورد ، دل اهوی ما را در گذر

صید شد اندیشه های پاکمان با مکر او

خدشه آورد بر حریم جانمان افکار او

غرق شد ذهن جوان شهرمان در بحر او

کی توان آمد به ساحل ، از عذاب و شرّ او
بی گمان غفلت حریم پاکمان در هم شکست

تار و پود چادرم با مکر او ، از هم گسست

غرق در فرهنگ غربیم و جهالت همچنان

اسب می تازد درون سینه و افکارمان

کاش می شد یک جهان ایینه باشیم و صفا

با خدا باشیم و ره ، از مکتب شیطان جدا

ای ملک گر چه حقیقت تلخ و زهر است بی گمان

روزگاری خوش درخشد ، معرفت بر بام جان

نویسنده

نوشته شده توسط محمدی در خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۶

با سلام
من چند سالی در گلپایگان ساکن نبوده ام اما چند وقت پیش که برای دیار خانواده به گلپایگان آمده بودم وقتی تصمیم گرفتم برای یاداوری خاطرات گذشته در شهر قدم بزنم اما زمانی که از کنار چند گروه نوجوانانی که در پیاده رو در حال حرکت بودند گذشتم بسیار آزده خاطر شدم چون که جز لودگی و فحاشی به یکدیگر یا متلک پرانی به نوامیس مردم چیزی در آنها ندیدم، کافیست امروز شما در این شهر رانندگی کنید اگر یک موتور سوار نوجوان یا جوان از کنار شما با تخلف عبور کند قبل از اینکه شما به او معترض شوید به بدترین نوع به شما فحاشی خواهد کرد!
آیا تا بحال یک تحقیق مقایسه ای با سایر شهرها در حوضه اجتماعی و رانشناختی بر روی قشر جوان و نوجوان شهرستان انجام شده است؟ اگر این کار انجام شود خواهید دید که امروز نوجوانان یا همان جوانان فردای این شهرستان چه فرهنگی را برای ما رقم خواهند زد!

نویسنده

نوشته شده توسط فرهاد در خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۶

بسیار متن تکان دهنده و صادقی بود..
افسوس وافسوس…
مسئولان همچنان در خواب غفلت
البته این یک جریان در کل کشور است و تنها مختص شهرمان گلپایگان نیست و باید ریشه ای در کلان کشور حل شود.

نویسنده

نوشته شده توسط عليرضا حبيبي - تهران در تیر ۳ام, ۱۳۹۶

با سلام و عرض ارادت
بسیار زیبا و البته دقیق .
بنده حدود ۱۵ سالست در گلپایگان زندگی نمیکنم ولی بطور مرتب رفت وامد دارم و درواقع دوریم بیش از یکماه نمیشود ولی واقعا بقول نویسنده محترم هرباز جلوه ی این فرهنگ زدایی از سطح جامعه بیشتر میشود متاسفانه مسئولان فرهنگی در این خصوص تعلل میکنند و کم کاری شهری که شاید الگوی حجاب در سطح منطقه بود اکنون لایه های ولنگاری در ان موج میزند. گلپایگان ما منتظر شمیم خوش نحله جدید فرهنگی است در قالب دستاوردهای جدید امروزی .
دوستان متولی فرهنگ مفهوم آتش به اختیار فرهنگی اینجا معنی میابد هرانچه که برایتان میسور است ارزشهای اصیل فرهنگی را در قالب جلوه های هنری در سطح شهر سرازیر کنید جوانان شهرما تشنه معرف نابند ولی وقتی ظرف روحشان آب زلالی نیابد از گندابهای راکد و منحط فرهنگ غرب کام میگیرند.
موفق و پیروز در این راه پر خطر باشید ان شالله

درج دیدگاه

بایگانی

تیر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
۳۱