• کدخبر: 56200
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۱:۴۶ ق.ظ - دوشنبه ۱۳۹۶/۰۶/۶
  • چاپ خبــر
بیماری عصر حاضر

بحران هویت و غرب زدگی۱

وقتی کارخانه های داخلی یکی پس از دیگری رو به تعطیلی می روند و کالای قاچاق چون قارچ رشد فزاینده ای پیدا می کند. کارگر ایرانی خانه نشین می شود و بازار متلاطم غرب به واسطه برندبازیِ ما، به آرامش می رسد. این همان غرب زدگی و بحران هویت است

به گزارش دیار عالمان؛ به قلم یاسر متانت/ هدف فرهنگ های مهاجم هویت زدایی است و در پی آن بحران هویت. بحران هویت یعنی انسان خویشتن خویش را چنان گم کند که مفقودالاثر شود، نه گذشته خود را به یاد آورد و نه تصوری برای آینده داشته باشد.

هویت فرهنگی یک ملت یکی از مولفه های شناختی آن ملت از دیدگاه مذهبی، ملی و فردی است و در یک بستر مناسب خانواده، اجتماع نهادهای تربیتی و رسانه های گروهی می توانند تولید هویت یا هویت زدایی کنند. نسل های جوان جامعه باید از گذشتگان این سوال را جویا شوند که قبلا چگونه بوده ایم و چه بر سر هویت ما آمده است و اکنون باید چگونه باشیم.

امروز فرهنگ های مهاجم با روش های جدید در پی آنند که درصدد مقابله با هویت اسلامی و دینی انسان ها برآیند و نهایت انسان را ماهیت دنیایی او قلمداد کنند. هدف فرهنگ های مهاجم هویت زدایی است و در پی آن بحران هویت. بحران هویت یعنی انسان خویشتن خویش را چنان گم کند که مفقودالاثر شود، نه گذشته خود را به یاد آورد و نه تصوری برای آینده داشته باشد.

اگر گذری بر نام های انسان ها و مکان ها در دوران پهلوی اول و دوم داشته باشیم گویای یک دگرگونی فرهنگی است، گویای یک فرهنگ غربی شده. هرگاه مسلمانان از اصل خویش فاصله گرفتند دچار بحران شدند. روشنفکران اعصار مختلف از جمله مشروطه و دوره های بعد آن نیز دچار همین بیماری بودند. فقط کسانی مصونیت داشتند که نفوذ کلام الهی و رهبران الهی در آن ها ریشه دار بود و به راستی بیماری عصر ما غرب زدگی است.

هرگاه سری به بوتیک های لباس و فروشگاههای لوازم خانگی بزنید، آنچه به چشم می خورد مارک و برند شرکت های بزرگ غربی است که مخاطبان زیادی فقط به خاطر نوع برند به سراغ خرید آن می روند و خانه هایشان و محیط زندگیشان مملو از این اجناس است. کلاه، کفش، پیراهن حتی اگر تولید داخلی اش با کیفیت تر هم باشد کنار گذاشته شده ولی گاه برند بی کیفیت خارجی، در پس یک دکوراسیون شیک، چندین برابر ارزش اولیه به فروش می رسد. این ماجرا شامل لوازم خانگی داخلی هم می شود. وقتی کارخانه های داخلی یکی پس از دیگری رو به تعطیلی می روند و کالای قاچاق چون قارچ رشد فزاینده ای پیدا می کند. کارگر ایرانی خانه نشین می شود و بازار متلاطم غرب به واسطه برندبازیِ ما، به آرامش می رسد. این همان غرب زدگی و بحران هویت است

.البته نباید فراموش کرد که گاه بی کیفیتی برخی کالاها نیز به کمک اندیشه های لیبرالی برخی مسئولین غرب زده می آید و در این میان تولید داخل به کلی متوقف می شود و آنگاه خروس قندی غربی ارج و قرب پیدا می کند.البته اگر حمایت از تولید داخل در سطوح مسئولین باشد و تولید کننده نیز عنصر کیفیت را بر مؤلفه سودجویی برتری دهد آنگاه تحریم و فشار سازمان های بین المللی و سرسپرده اقتصاد لیبرال نمی تواند برای ما تهدید باشد.

پیرمراد ما حضرت امام خمینی (ره) خطاب به دولتمردان می فرماید:« و بر دولت ها و دست اندرکاران است … که از متخصصین خود قدردانی کنند، و آنان را با کمک های مادی و معنوی تشویق به کار کنند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند. و در جای دیگر خطاب به جوانان می فرماید: و از جوانان، دختران و پسران می خواهم که استقلال، آزادی و ارزش های انسانی را ولو با زحمت و رنج، فدای تجملات، عشرت ها و بی بند و باری ها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود نکنند که آنان جز تباهی شما … به چیز دیگری فکر نمی کنند و می خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نیمه وحشی نگه دارند.»

جلال آل احمد در کتب غرب زدگی خود بحران هویت و غرب زدگی را به خوبی به تصویر می کشد: « آدم غرب زده شخصیت ندارد … اگر دست برقضا اهل سیاست باشد از کوچکترین تمایلات راست و چپ حزب کارگر انگلیس خبر دارد و سناتورهای آمریکایی را بهتر از وزرای حکومت مملکت خودش می شناسد. اسم و رسم مفسر«تایم» و «نیوز کرونیکل» را از اسم و رسم پسر عمه دورافتاده خراسانی اش بهتر می داند و از بشیر و نذیر راستگوترشان می پندارد…به هرصورت اگر یک وقتی بود که با یک آیه قرآن و یا خبر منقول عربی همه دهان ها بسته می شد و هر مخالفی سر جایش می نشست، حالا در هر باب نقل یک جمله از فلان فرنگی همه دهان را می بندد.»

نویسنده

نوشته شده توسط میدان دار تفرقه در شهریور ۷ام, ۱۳۹۶

در نمازجمعه اخیر شهرستان گلپایگان و در آستانه هفته دولت، عالی ترین مقام دولتی شهرستان، در بین الصلاتین در سخنرانی خود به انتخاب آگاهانه اکثریت مردم غرب استان که به نامزد جبهه مردمی انقلاب اسلامی رای داده بودند، توهین کرد و فقط رای دهندگان به دولت حاضر را دارای شعور سیاسی خواند. حال باید توجه مخاطبان را به چند نکته جلب نماییم:
در شرایطی که مردم با مشکلات روزمره دست و پنجه نرم می کنند و اوضاع اقتصادی امان آنان را بریده است.در شرایطی که نفس کارخانجات و شهرک های صنعتی به شماره افتاده است و کارگران و سخت کوشان این عرصه روز و شب خود را با اضطراب و تشویش سر می کنند و به امید فردایی روشن امروز خاکستری خود را سپری می نمایند و هر روز به امید خبری تازه و امید بخش گوش به سخنان این مسئول و یادداشت های آن رسانه می سپارند. عده ای مبتلا به دنیا و راحت طلب، فارغ از مشکلات و سختی های معیشتی این روزهای مردم در هفته دولت پشت تریبون رسمی می روند و با توهین و ایجاد تشنج میدان دار تفرقه می شوند و عملکرد ضعیف و غیر قابل دفاع خود را با ایجاد اختلاف و دودستگی به سایه فراموشی می برند.
در حالیکه دغدغه دلسوزان و دوستداران ایران و مردم در این برهه زمانی خدمت است و تنها خدمت و هفته دولت فرصت مناسبی است تا مسئولین امر با ارائه گزارش وظایف محوله خود در گذشته و ارائه راهکار و برنامه برای آینده، دل مردم، این ولی نعمتان بی چون و چرای خود را شاد نمایند، آنوقت یکی پشت تریبون رسمی می رود و از جایگاه مردمی ترین نهاد اجتماعی یک شهر یعنی (م ن ج) ضمن نقض آشکار حقوق شهروندی، مردم را مورد بی احترامی قرار داده و عامل ایجاد اختلاف و دو دستگی می شود.
اما نکات قابل تاملی در این اقدام وقیحانه و تفرقه افکنانه وجود دارد که توجه به آنها ضروریست:
۱-اگر از تریبون مردمی ترین نهاد یک شهر به گستره وسیعی از مردم توهین شد و مسئول امر واکنش درخور و شایسته نشان نداد به یقین این نقض آشکار حریم مردم و حقوق مسلم آنان، به حفظ شان، محبوبیت و جایگاه این نهاد مقدس لطمات جبران ناپذیری وارد خواهد ساخت بطوریکه مردم در جایگاه خودشان نیز از شر جاهلان و عامدان در امان نخواهند بود فلذا عکس العمل صریح دلسوزان باعث دلگرمی مردم خواهد شد.
۲-اگر آقایان داعیه دار حقوق شهروندی هستند و مردم ولی نعمتان مسئولین هستند که هستند چرا حق گستره وسیعی از مردم را ضایع می کنند و انتخاب آگاهانه و مختارانه آنان را به باد نقد و توهین می گیرند.آیا اگر مردم از حق قانونی خود بهره بردند و به نامزد متبوع خود رای دادند باید منکوب شوند و مورد تحقیر قرار گیرند؟
۳-عالمان بی عمل بدانند انتخابات ۹۶ پایان یافت.رئیس دولت و اعضا بر مسند نشستند.امروز نوبت اقدام و عمل شما برای رفع معضلات و مشکلات بیشمار جامعه است. فرافکنی و دنبال مقصر گشتن برای ناکارآمدی خود دردی را دوا نخواهد کرد. به دنبال درمان باشید.
۴-اگر داعیه ای برای عقلانیت،فهم، شعور و تدبیر وجود دارد آن را در همدردی عملی با مستضعفان از طریق رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی به منصه ظهور رسانید.و الا ایجاد یک فضای حبابی و غیر واقعی و معطل گذاشتن کشور برای ۴سال دیگر شایسته نیست.
۵-مسئولان باید فرصت خدمت را قدر بدانند.که چنانچه مردم، مسئولی را دلسوز و خدوم بیابند خود بزرگترین پشتوانه و حامیش خواهند بود.لذا توهین به مردم و خوش رقصی برای حفظ این منصب فانی و زود گذر عاقبتی جز حقارت، ذلت و پشیمانی نخواهد داشت .
۶-این که به مردمی که مسئولانه خود را در سرنوشت کشور سهیم دانسته و با حضور در پای صندوق های رای آبرو و اقتدار ملی را اعتلا بخشیده اند توهین وبی احترامی گردد، نشان دهنده سطح پایین فهم فرد یا افرادی است که چشم خود را بر عقلانیت و حقایق بسته اند و تنها به منافع خود می اندیشند.
۷-در شرایطی که جامعه به دور از هر التهاب نیاز به آرامش دارد و این مشی مدتیست نه در رفتار رئیس دولت و نه در برخی دولتمردان دیده می شود. آیا دستانی پشت پرده وجود دارند که می خواهند جامعه را دچار التهاب سازند و راه دشمن بپویند؟
آقایان در پازل دشمن بازی نکنند و مردم، این سرمایه عظیم ملی را با توهین و وتحقیر به بهانه چند روز مسئولیت گذرای خود دچار زدگی ننمایند.
سخن آخر اینکه مسئولان دچار اشتباهات محاسباتی نگردند و بدانند هر زمان راهی به غیر از آرمان های مقدس این انقلاب بپویند با سیلی مردم، این حامیان و حافظان اصلی نظام و انقلاب روبرو خواند شد لذا لباس های حزبی خود را از تن به در کنند و لباس خدمت به مردم عزیز بپوشند و آنچه در توان دارند برای حل مشکلات وگرفتاری های معیشتی و اقتصادی بگذارند.دراین کشور هر آنکه دلسوز و در مسیر اهداف و آرمان ها شد عزت و دوام دارد و هر آنکه راه غیر بپوید سرنوشتی جز ذلت،حقارت و طرد نخواهد داشت.
والسلام علی من اتبع الهدی
رضا صادقی

درج دیدگاه

بایگانی

آذر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 123
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰