• کدخبر: 56259
  • تاریخ انتشار خبر: ۸:۲۹ ق.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۶/۰۶/۹
  • چاپ خبــر
شرح دعاي عرفه

آنچه در عرفه می آموزیم

دعای عرفه از جمله دعاهای سرشار از مضامین عرفانی است که توسط حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در روز نهم ذی الحجه در صحرای عرفات خوانده شده است.

به گزارش دیار عالمان،دعای عرفه از جمله دعاها و مناجات سرشار از مضامین والای عرفانی است که توسط سید سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در روز نهم ذی الحجه در صحرای عرفات خوانده شده است. آنچه اهمیتی خاص به این دعا بخشیده، پرداختن به مضامین توحیدی در قالب کلمات دلنشین است؛ موضوعی که امروز با توجه به توطئه های وهابیت در زیر سوال بردن عقاید شیعیان و حتی برادران اهل سنّت در مسئله توحید عبادی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و نیازمند تعمق بیشتری است.

لذا در نوشتار حاضر کوشش بر آن است که معنای عبادت را با توجه به زوایای دعای عرفه مورد بررسی قرار دهیم و همچنین اندیشه های وهابیت درباره توحید عبادی را که منجر به ستیزه جویی این فرقه با دیگر مسلمانان شده است، نقد کنیم.

وجه اعتقادی «توحید عبادی» در دعای عرفه

شکی نیست که مهم ترین هدف آفرینش، عبادت بوده است: «و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون»؛ ( ذاریات /۵۶) «جن و انس را نیافریدم، مگر برای عبادت ». از سوی دیگر، هدف اصلی بعثت پیامبران نیز دعوت به توحید در عبادت است: «و لقد بعثنا فی کل أمه رسولا أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت »؛ ( نحل /۳۶) در اینجا مقصود از عبادت معرفت و شناخت خداوند است، اما نه به معنای شناخت ذات و صفات خداوند، بلکه معرفت به «توحید عبادی» است. زیرا توحید عبادی یک جنبه اعتقادی دارد که همان اعتقاد به آنکه پرستش منحصر به خدای متعال بوده، و هیچ شریکی از این جهت ندارد، و یک جنبه عملی نیز دارد که باید در عمل عبادت ها را برای خداوند انجام داد و این معرفت، همان جنبه اعتقادی توحید عبادی را بیان می کند.

از آنجا که توحید عبادی محل نزاع وهابیون با شیعیان است و وهابیون بر اساس برداشت خاص خود در برابر دیگر مسلمانان موضع گیری می کنند و به آنها نسبت کفر و شرک می دهند، کلام امام حسین (ع) در دعای عرفه می تواند پاسخی درخور به اتهامات و شبهات وهابیت باشد.

تعریف عبادت نزد وهابیت

علمای وهابی در تعریف عبادت به دو دسته تقسیم می شوند و هر دو دسته نیز می گویند بر اساس تعریف آنها، آنچه شیعیان نسبت به غیرخداوند انجام می دهند شرک است.

دسته اول تعاریفی است که در تحقق عبادت، عنصر اعتقاد به الوهیت و ربوبیت معبود را در تمام یا برخی از شئون عالم ضروری و لازم می داند. اینان می گویند این اعتقاد با تصوری که مسلمین غیر وهابی از اموات اولیاء خدا دارند، حاصل می شود.

دسته دوم، تعاریفی است که برای اعمال عبادی، موضوعیت قائل شده و تحقق آن را با نهایت خضوع و خشوع به قصد تقرب برای تحقق عبادت کافی می دانند. اینها می گویند چون در تحقق عبادات با چنین اعمالی، اعتقاد به الوهیت و ربوبیت خدا هیچ مدخلیتی ندارد، انجام آن اعمال برای غیر خدا علاوه بر لغو بودن، موجب شرک در عبادت است.

اما در اندیشه شیعه و اسلام راستین، عبادت تنها به  معنی «مطلق اطاعت» یا «مطلق خضوع و ذلت» نیست، و حتی نهایت خضوع و ذلت نیز عبادت نمی باشد، بلکه عمل عبادی چند شرط دارد که در دعای عرفه نمود یافته است:

۱- عبادت باید همراه با خشوع، خضوع و ذلت در مقابل پروردگار باشد

یکی از شروط لازم و نه کافی برای عبادت همراه بودن آن با خضوع، خشوع و ذلت در مقابل خداوند است. امام حسین (ع) به هنگام برشمردن قدرت و نعمت خداوند به پیشگاه حضرت حق چنین عرض می کند:

« فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْکَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ … آغاز آفرینش مرا از قطرات ناچیز منی قرار دادی، سپس مرا در ظلمت های سه گانه در میان گوشت و پوست و خون ساکن نمودی…»

در فرازهای دیگری از دعا در توضیح ناتوانی و نیاز خود می فرمایند:

«اِلـهى اَنـَا الْفَقیرُ فى غِناىَ فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقیراً فى فَقْرى اِلـهى اَنـَا الْجاهِلُ فى عِلْمى فَکَیْفَ لا اَکُونُ جَهُولاً فى جهلی … خـدا مـن چـنـانـم کـه در حال توانگرى هم فقیرم پس چگونه فقیر نباشم در حال تهیدستیم. خدایا من نادانم در عین دانشمندى پس چگونه نادان نباشم در عین نادانی…»

۲- اعتقاد به خالقیت آنکه او را اطاعت می کند داشته باشد

در فقه شیعه معبود کسی است که آفریننده و رَبّ باشد و مالکیت حیات و مرگ و مبدأ و ممات انسان در دست اوست، یعنی علاوه بر آفرینش هستی و انسان توسط خداوند، امورات کون و مکان در اختیار خداست و بخشی از اختیار را به انسان داده است. پرستش خداوند در این دیدگاه مخالفتی با توسل ندارد و توسل به اولیای مقرب خداوند به معنای پرستش آنها نیست. در بخش های مختلف دعای عرفه امام حسین (ع) با تشریح جزئیات، نیاز مطلق هر موجود و آفریده را به آفریدگار ترسیم می کند:

«کَیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِما هُوَ فى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ … چـگـونـه استدلال شود بر وجود تو به چیزى که خود آن موجود در هستیش نیازمند به تو است…»

«وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى وَاَساریرِ صَفْحَهِ جَبینى وَخُرْقِ… و رشته هاى دید نور چشمانم و خطوط صفحه پیشانیم…»

«و َحِمالَهِ اُمِّ رَاءْسى… و رشـتـه و عصب مغز سرم …»

«و َحمائِلِ حَبْلِ وَتینى … و رشته هاى رگ قلبم…»

«و َاَطرافُِ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى… عضلات بدنم و اطراف سر انگشتانم و گوشتم و خونم و موى بدنم و بشره پوستم…»

«و َیَقَظَتى وَسُکُونى وَحَرَکاتِ رُکُوعى وَسُجُودى … و بیداریم و آرمیدنم و حرکت هاى رکوع و سجود من…»

اعتراف به انعام الهی و بیان مستقیم و صریح رحمت الهی در همین راستا به عنوان تجلیات احساس نیاز در بندگی و عبودیت حق قابل توجه و دریافت است:

«خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى خَلْقاً سَوِیّاً … مرا آفریدى و از روى مهرى که به من داشتى خلقتم را نیکو آراستى…»

از این دیدگاه، انسان را از مرحله مقدماتی خودشناسی به خداشناسی و بندگی عارفانه رهنمون می سازد. این قالب الگوی بی بدیل و منحصر به فرد ادبیات مناجات عرفانی عرفه است که لطف و عنایت الهی را ترسیم می کند و سپس بارها در طول مناجات، رحمت پیوسته و مستقیمش را یادآور می شود. [۱]

۳- عبادت با اعتقاد به ربوبیت خداوند

عبودیت، همراه با اعتقاد به ربوبیت است و ربّ بودن خدا یعنی سرنوشت هستی ما، از حیات و ممات گرفته تا مغفرت و آمرزش، در دست خداست. از بیان امام حسین (ع) در بخش های دعا پس از اذعان به نیاز در اجزای وجودی تا واکنش های رفتاری طبیعی بیولوژیک، اعتراف به نیاز به الطاف و توفیقات الهی در یافتن مسیر هدایت و سعادت دنیوی و ادای عبادت در فرایند بندگی حضرت رحمان است که البته این نافی تفویض اختیار از سوی خداوند به انسان نیست:

«وهُوَ … وَالْمُوَفِّقُ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْهُمْ بِمَعُونَتِهِ وَرَحْمَتِهِ فَلَکَ الْحَمْدُ اِلـهى وَسَیِّدى و تو آنى که هرکس از بندگان کردار شایسته اى انجام دهد به رحمت خویش توفیقش دهى»

در بیان ذیل امام (ع)، هرگونه دریافت معرفت آمیز از شاهکار آفرینش و توفیق شناخت الهی را در پرتو نظاره و آگاهی بر مخلوقات و کائنات را به امداد و اراده او وابسته و متکی می داند:

« وَاَیْقَظْتَنى لِما ذَرَاْتَ فى سَمآئِکَوَاَرْضِکَ مِنْ بَدائِعِ خَلْقِکَ… و بیدارم کردى بدانچه آفریدى در آسمان و زمینت از پدیده هاى آفرینشت» [۲]

۴- عبادت باید همراه با حب و دوستی نسبت معبود باشد

عنصر دیگر عبادت، حب و محبت به خالق هستی است. سالار شهیدان در دعای عرفه این گونه به توصیف محبت به خداوند می پردازند: «و َاَنْتَ الَّذى اَزَلْتَ الاَْغْیارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِکَ حَتّى لَمْ یُحِبُّوا سِواکَ وَلَمْ یَلْجَئُوا … و تویی که اغیار و بیگانگان را از دل دوستانت براندى تا اینکه کسى را جز تو دوست نداشته و به غیر تو پناهنده و ملتجى نشوند…»

«و َاَنْتَ اَمَلى اَمْ کَیْفَ اُهانُ وَ عَلَیْکَ مُتَّکَلى … و تـو آرزوى مـنـى و چـگـونه پست و خوار شوم با اینکه اعتمادم بر تو است…»

از این قسمت از کلام امام حسین در دعای عرفه مستفاد می شود که اگر کسی برای خدا مثل و مانندی قرار ندهد و دوستی و تعظیم او در برابر دیگران همانند تعظیم او در برابر خدا نباشد، مشرک نیست و آنچه مذمّت شده، حب و دوستیِ مستقل نسبت به غیر خداست.

فرجام سخن

با ذکر شروط عبادت مستخرج از دعای عرفه که خود بیانگر دیدگاه فقه شیعه و اسلام راستین است، می توان به این سوالات پاسخ داد که مقصود و تعریف صحیح از شرک چیست؟ چرا رفتارهایی از شیعیان چون توسل، شفاعت، تبرّک و زیارت قبور معصومین و ائمه (ع) شرک آمیز نیست؟ و همچنین مناجات عارفانه و توحیدی امام حسین (ع) در صحرای عرفات چگونه می تواند به افکار و عقاید باطل وهابیت پاسخگو باشد؟

شرک به معنی خلط دو مالکیت و مخالطه دو شریک است که می تواند مراتب مختلفی داشته باشد. مثلاً اعتقاد به اینکه خدا دو تا بیشتر است و نیز بت ها را شفیعان درگاه خدا گرفتن، شرکی است جلی و از این شرک کمی پنهان تر شرکی است که اهل کتاب دارند و برای خداوند فرزند قائل اند. و از این شرک مخفی تر این است که مثلاً انسان دوا را شفادهنده بپندارد و همه اعتماد او به آن باشد و اینگونه ضعیف تر و ضعیف تر می شود تا برسد به شرکی که به جز بندگان مخلص خدا احدی از آن بری نیست و آن عبارت است از غفلت از خداوند تعالی و توجه به غیر خداوند، اما این باعث نمی شود که کلمه مشرک به همه دارندگان مراتب شرک اطلاق شود. [۳] تنها در صورتی می توان کسی را مشرک  خواند که اعمالی که برای غیر خداوند انجام می دهد به صورت مستقل و هدف عبادت انجام شود.

این در حالیست که هیچ یک از اعمال شیعیان اعم از توسل، شفاعت، تبرک و زیارت قبور معصومین (ع) به صورت مستقل و به قصد عبادت صورت نمی گیرد و تنها عبادت مخصوص خداوند است. چه اینکه امام حسین (ع) در مناجات عرفه، عبادت را به معنای خضوع تام، با اعتقاد به ربوبیت و خالقیت یا حاکمیت خداوند می داند. از این بیان دریافت می شود که اگر عبادت را صرفاً به معنای خضوع بدانیم، عقل هیچ دلیلی بر انحصار آن در مورد ذات نمی بیند، عقل همانطور که بوسیدن حجرالاسود و استلام آن را منافی توحید نمی شناسد، بوسیدن و دست مالیدن به قبر پیامبر را نیز منافی وحدانیت خداوند در هیچ بعدی نمی داند. عقل هیچ تنافی بین خضوع در برابر غیر خدا بدون اعتقاد به الوهیت او، با توحید نمی یابد، ولو اذن خدا به آن معنایی که وهابیان می گویند منتفی باشد.

پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/فهیمه عشرتی

 منابع:

[۱] آیین بندگی در نظام تربیت حسینی مبتنی بر دعای عرفه، محمد جواد مکرم سائل و دیگران، (۱۳۹۱)، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، شماره ۱۳٫

[۲] همان.

[۳] نقد مبانی فکری وهابیت در مسئله امامت، شرک و مصادیق آن با تأکید بر دیدگاه های علامه طباطبایی، کاوس روحی برندق و لیلا مرادی، (۱۳۹۴)، پژوهشنامه معارف قرآنی، شماره ۲۱٫

 

درج دیدگاه

بایگانی

مهر ۱۳۹۶
ش ی د س چ پ ج
« شهریور    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰