۱۰ فیلم برتر که از کتاب‌هایشان پیشی گرفتند

معمولا هر بحثی که در رابطه با فیلم‌های اقتباس‌شده از کتاب و ادبیات به وجود می‌آید به یک نتیجه می‌رسد: «بهتر است که کتاب را بخوانید.» این حرف تقریبا از سوی اکثر بینندگان پذیرفته شده است و در بیشتر اوقات کتاب واقعا بهتر از فیلم اقتباسی خود عمل…

معمولا هر بحثی که در رابطه با فیلم‌های اقتباس‌شده از کتاب و ادبیات به وجود می‌آید به یک نتیجه می‌رسد: «بهتر است که کتاب را بخوانید.» این حرف تقریبا از سوی اکثر بینندگان پذیرفته شده است و در بیشتر اوقات کتاب واقعا بهتر از فیلم اقتباسی خود عمل می‌کند. در رمان‌ها فرصت بیشتری برای شخصیت‌پردازی، پرداختن به جزئیات و ساخت جهان دارد و فیلم‌ها مجبور هستند بسیاری از این ویژگی‌ها را در نظر نگیرند. با این حال، این فرض که فیلم‌های اقتباسی همیشه از منبع اقتباس ضعیف‌تر هستند، کاملا صحیح نیست. فیلم‌های زیادی وجود دارند که از منبع اقتباس خود بهتر شدند و برخی از آن‌ها جزو بهترین فیلم‌های سینما محسوب می‌شوند. این فیلم‌ها تا حدودی ثابت کردند که روایت برخی داستان‌ها متعلق به پرده‌ی نقره‌ای است و مخاطبان استقبال بهتری از آن می‌کنند. البته این مسئله به این معنا نیست که منبع اقتباس به عنوان یک رمان یا کتاب بد و ضعیف است، در واقع برخی از آن‌ها جزو آثار برتر ادبیات هستند. در هر صورت، در ادامه با فیلم‌هایی آشنا خواهید شد که از کتابشان بهتر بودند. 10- فیلم Stardust سال 2007 رمان Stardust به نویسندگی نیل گیمن در سال 1999 چاپ شد و از همان زمان به نظر می‌رسید که می‌تواند گزینه‌ی خوبی برای ساخت یک فیلم فانتزی باشد. شخصیت اصلی این رمان با نام تریستان ثورن از دیواری که روستای خود و یک سرزمین جادویی را جدا می‌کرد، عبور می‌کند تا به دنبال ستاره‌ای بگردد. روایت این رمان به داستان‌های کلاسیک پریان نزدیک‌تر است تا ماجراجویی‌های فانتزی مدرن. البته ساختار اپیزودیک و پایان رمان باعث شد تا داستان چندان تاثیرگذار نباشد. در سال 2007 اقتباس سینمایی Stardust به کارگردانی متیو وان از راه رسید که ایده‌ی اصلی رمان را حفظ کرد و به آن ریتم سریع‌تری داد. فیلم به جای این که انتظارات را پایین بیاورد، یک نقطه اوج خوب را به بینندگان ارائه داد. فیلم Stardust منبع اقتباس خود را به چیزی لذت‌بخش‌تر تبدیل کرد تا ماندگارتر شود. 9- فیلم Julie & Julia سال 2009 فیلم Julie & Julia یک مزیت جالب به نسبت دیگر آثار اقتباسی دارد: این خودش را محدود به اقتباس از یک کتاب نکرده است. کتاب Julie & Julia: 365 Days, 524 Recipes, 1 Tiny Apartment Kitchen به نویسندگی جولی پاول در اصل یک بلاگ بوده که در آن جولی تلاش می‌کرد تا تمام دستورهای آشپزی کتاب Mastering the Art of French Cooking به نویسندگی جولیا چایلد را در یک سال انجام دهد. خلاصه‌ی کتاب به طور کلی جذاب است، اما خاطرات جولی تکراری می‌شدند و ماهیت آن اجازه نمی‌داد که متن کتاب منسجم باشد. در سال 2009 نورا افرون با ترکیب داستان جولی پاول و کتاب خاطرات جولیا چایلد که با عنوان My Life in France در سال 2006 چاپ شد، فیلم Julie & Julia را ساخت. در این فیلم، مشکلات جولی (با بازی ایمی آدامز) با حرفه‌ی جولیا (با بازی مریل استریپ) در فرانسه‌ی پس از جنگ مقایسه می‌شد. بازی بسیار خوب مریل استریپ یکی از نکات برجسته‌ی این فیلم است، اما ساختار موازی داستان مسیر روایت را جذاب‌تر می‌کند. فیلم Julie & Julia جنبه‌ای از منبع‌های اقتباسش را ارائه می‌دهد که پیش از آن وجود نداشتند. 8- انیمه‌ی Howl’s Moving Castle سال 2004 کتاب Howl’s Moving Castle اثری نبود که نیاز به بهتر شدن داشته باشد. این رمان فانتزی که به نویسندگی دیانا وین جونز در سال 1986 چاپ شد به اندازه‌ی کافی بامزه، جذاب و پر از ایده‌های خلاقانه بود. هرچند دنبال کردن داستان در مقطعی کمی دشوار بود، مخصوصا زمانی که ارتباطات خانوادگی و توطئه‌ها مربوط به داستان روی هم انباشته می‌شدند. با این حال، در سال 2004 هایائو میازاکی اقتباسی بی‌نظیر از این اثر را ارائه کرد. سوفی و هاول همچنان در مرکز داستان انیمه‌ی سینمایی Howl’s Moving Castle حضور داشتند، اما استودیو جیبلی هاول را تبدیل به فردی درگیر با خشونت کرد که می‌خواهد در برابرش مقاومت کند. برخی از پیچیدگی‌های روایی و لطافت طبع جونز در اقتباس فدا شدند اما در نتیجه بینندگان با یک داستان‌گویی بصری جذاب با بار احساسی بیشتر مواجه شدند. دیانا وین جونز اثر فانتزی فوق‌العاده‌ای نوشت، اما هایائو میازاکی آن را ماندگار کرد. 7- فیلم Jaws سال 1975 فیلم Jaws به کارگردانی استیون اسپیلبرگ شاید نمونه‌ی خوبی برای حذف عناصر اضافی یک داستان باشد. رمان Jaws به نویسندگی پیتر بنچلی ایده‌ی کوسه‌ی قاتل و فضای جزیره‌ی امیتی را ارائه داد، اما بخش زیادی از صفحات رمان مربوط به ملودرام‌های انسانی‌ای می‌شد که به داستان چیزی اضافه نمی‌کردند. در سال 1975 فیلم Jaws این عناصر را حذف می‌کند و روی مهم‌ترین جنبه‌ی رمان تمرکز می‌کند: یک کوسه‌ی مرگبار عظیم‌الجثه. اسپیلبرگ نیز با نمایش قطره چکانی کوسه تا لحظات پایانی حضور او را ترسناک‌تر می‌کند. این فیلم با کنار گذاشتن عناصر اضافی، داستان انسان در برابر طبیعت را نمایان‌تر می‌کند. 6- فیلم The Godfather سال 1972 دلیلی وجود دارد که فیلم The Godfather، که به عقیده‌ی بسیاری بهترین فیلم تاریخ سینما است، از منبع اقتباس خود بهتر به نظر می‌رسد. رمان پرفروش ماریو پوزو در سال ۱۹۶۹ همان داستان خانواده‌ی کورلئونه را روایت می‌کند که فرانسیس فورد کاپولا به سینما آورد، اما در بخش‌هایی وارد داستان‌های فرعی طولانی‌ای می‌شد که ارتباط چندانی با سقوط ویتو یا جانشینی مایکل ندارند. به علاوه، بسیاری از بخش‌های کتاب باعث می‌شدند داستان بیشتر شبیه یک رمان جنایی عامه‌پسند به نظر برسد تا آن تراژدی باشکوه آمریکایی‌ای که فیلم در نهایت به آن تبدیل شد. فرانسیس فورد کاپولا برای ساخت فیلم The Godfather با پوزو همکاری کرد تا داستان پراکنده‌ی رمان را متمرکز‌تر کند. ویتو کورلئونه در فیلم همچنان پدرخوانده است، اما مایکل تبدیل به نقطه‌ی دراماتیک فیلم می‌شود، فردی که تمایلی به ورود به دنیای جنایت‌کارانه را ندارد اما در نهایت جانشین ویتو می‌شود. 5- فیلم Jurassic Park سال 1993 رمانی Jurassic Park نوشته‌ی مایکل کرایتون نسبت به فیلم اقتباسی‌اش با جزئیات بیشتری به مسائل علمی مربوط به داستان می‌پردازد. این رمان به مسائلی عمیق مثل مهندسی ژنتیک، نظریه‌ی آشوب و غیرقابل پیش‌بینی بودن سیستم می‌پردازد که یکی از نقاط قوت این رمان نیز محسوب می‌شود، اما در عین حال شخصیت‌ها و خود داستان را به حاشیه می‌برد. با این که رمان مایکل کرایتون بی‌نظیر است، اما اقتباس اسپیلبرگ باعث شد تا مخاطبان به لحاظ احساسی با آن ارتباط برقرار کنند. اسپیلبرگ تغییرات زیادی را در داستان Jurassic Park ایجاد کرد که شاید بخش زیادی از آن مربوط به شخصیت‌پردازی شخصیت آلن گرانت باشد. در ابتدا این شخصیت علاقه‌ای به کودکان ندارد اما پس از مواجه شدن با لکس و تیم، وارد یک مسیر رشد شخصیتی می‌شود. این تغییر نه تنها شخصیت را جذاب‌تر کرده، بلکه یک بار احساسی به فیلم تزریق می‌کند. در کنار جلوه‌های بصری و تعلیق بی‌نقص اسپیلبرگ، این تغییرات باعث شدند تا فیلم Jurassic Park از نظر احساسی تاثیرگذارتر باشد. 4- فیلم Forrest Gump سال 1994 هرکس که پس از تماشای فیلم Forrest Gump به سراغ رمان آن به نویسندگی وینستون گروم برود، از میزان تفاوتی که دارند متعجب می‌شود. فارست در کتاب شخصیتی تندخو دارد و طنز داستان تا حدودی ابزورد و عجیب است؛ فارست وارد ماجراجویی‌های عجیبی مثل کشتی‌ گرفتن، رفتن به هالیوود و حتی سفر به فضا می‌شود و ساختار اپیزودیک کتاب آن را تبدیل به اثری هجوآمیز کرده تا یک داستان احساسی. در اقتباس این رمان برای سینما، رابرت زمکیس ایده‌ی خلاقانه‌ی کتاب را حفظ کرد و فارست همچنان به طور اتفاقی در لحظات مهم تاریخ آمریکا حضور پیدا می‌کرد، با این تفاوت که این اتفاقات در فیلم به روابط شخصی او پیوند داده شد. علاقه‌اش به جنی، دوستی‌اش با بوبا و ستوان دن جنبه‌ی احساسی‌ای به داستان اضافه می‌کند که در رمان نخواهید دید. به علاوه تام هنکس شخصیت فارست را دوست‌داشتنی‌تر نشان می‌دهد و برای بینندگان دلنشین‌تر است. 3- فیلم Fight Club سال 1999 رمان Fight Club به نویسندگی چاک پالانیک اثری منحصر به فرد و بحث‌برانگیز به حساب می‌آمد، اما با این حال عدم انسجام روایی باعث شد تا خواننده فاصله‌ای احساسی از آن بگیرد. بسیاری از اوقات ایده‌های داستان اهمیت بیشتری از شخصیت‌ها داشتند و متن رمان به طور عامدانه سردرگم‌کننده بود. این مسائل باعث می‌شد تا مخاطب کم‌تر با داستان ارتباط بگیرد. دیوید فینچر در اقتباس خود به جای این که بخواهد این پیچیدگی را کنار بگذارد، آن را بهتر کرد و شخصیت‌هایی را نشان داد که درگیر آشفتگی هستند. به علاوه، پایان داستان در فیلم تغییر یافته و شاهد سکانسی خیره‌کننده همراه با آهنگ «Where Is My Mind» از گروه Pixies هستیم که پایان نمادینی را شکل می‌دهد. 2- فیلم The Shawshank Redemption سال 1944 رمان کوتاه Rita Hayworth and Shawshank Redemption یکی از بهترین داستان‌های غیر ترسناک استیون کینگ محسوب می‌شود. در رمان شاهد داستان زندانی شدن اندی، دوستی‌اش با رِد و راز فرار از زندان هستیم. با این حال به دلیل کوتاه بودن رمان، چندین دهه از زندگی اندی به سرعت می‌گذرد و برخی شخصیت‌ها حضور بسیار کوتاهی دارند. اما در اقتباس سینمایی فرانک دارابونت، زمان کافی‌ای به ماجرا و سفر اندی داده می‌شود. به لطف ایجاد حس بهتری از گذر زمان در فیلم The Shawshank Redemption، رابطه‌ی دوستی بین اندی و رِد حس واقعی‌تری دارد. به علاوه باقی شخصیت‌های در زندان اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند و تاثیرات سیستم زندگی در زندان را بهتر به تصویر می‌کشند. همچنین دارابونت در فیلم دیدار دوباره‌ی اندی و رِد را نشان می‌دهد و آن را محدود به یک امیدواری نمی‌کند. فیلم The Shawshank Redemption یک داستان کوتاه را تبدیل به اثری ماندگار در رابطه با آزادی، امید و دوستی کرد که تا سال‌ها از یاد بینندگان نمی‌رود. 1- سه‌گانه‌ی The Lord Of The Rings سال 2001 تا 2003 احتمالا حضور The Lord Of The Rings در این لیست کمی جنجال برانگیز باشد و با توجه به تاثیر زیاد جی آر. آر. تالکین بر ادبیات فانتزی، نباید ایرادی به شاهکار او گرفت. با این حال باید گفت که تالکین در ساخت جهان و اسطوره‌شناسی بی‌نقص عمل می‌کند، اما در خلق یک ماجراجویی با ریتم تند کامل نیست. توجه بالای او به تاریخ، افسانه‌ها و جهان‌سازی، به سرزمین میانه عمق زیادی می‌بخشد؛ اما همین موضوع گاهی می‌تواند روند داستان را به‌ شدت کند کند. به همین خاطر است که اقتباس پیتر جکسون دستاورد بزرگی در زمینه‌ی فیلم‌های اقتباس‌شده از ادبیات است. او بخش‌های اضافی و پراکنده‌ی داستان را کنار می‌گذارد اما هسته‌ی‌ حماسی آن را حفظ می‌کند. سفر یاران حلقه منسجم‌تر می‌شود و صحنه‌های نبرد که در کتاب جزئیات کمی داشتند، در فیلم به صحنه‌هایی حماسی تبدیل می‌شوند.

نوشتهٔ قبلی
خواص شگفت‌انگیز انگور ناشتا: از تنظیم فشار خون تا کمک به لاغری و سم‌زدایی کبد
نوشتهٔ بعدی
جهش بی‌سابقه قیمت خودرو؛ تیگارد X35+ با افزایش 965 میلیون تومانی رکورد زد