آزار و اذیت زنان موتورسوار؛ چالشهای اجتماعی و حقوقی در خیابانهای ایران
به گزارش گروه رسانهای شرق،
«به سمتم آمد، آنقدر نزدیک شد تا تعادلم را از دست دادم و تصادف کردم. بعد بدون هیچ مکثی گاز داد و رفت». این جملات مشابه بسیاری از دختران موتورسوار است که آزارهای خیابانی را تجربه کردهاند. بسیاری از آنها به دلیل نداشتن گواهینامه حتی اقدام قانونی برای شکایت از آزارگرها نکردهاند. حتی طی ماههای اخیر ویدئوهای مختلفی از آزار زنان موتورسوار در سطح شهر منتشر شد که در بسیاری موارد منجر به تصادف یا زمینخوردن این زنان شده است. این موارد نشان میدهد، بخشی از جامعه در برابر هر تغییر اجتماعی مخصوصا در حوزه زنان همیشه با واکنشهایی همراه میشود. همانطورکه بسیاری از زنان که با خودرو شخصی رانندگی میکنند، پس از چند دهه همچنان شاهد آزارهای کلامی در خیابانها هستند. حقوقدانان و فعالان حوزه زنان تأکید دارند که باید از آزارگران شکایت قانونی شود، حتی اگر این پروندهها پیگیری نشود، به مرور و با افزایش شکایتها، برای سیستم حقوقی هم این موضوع بااهمیت میشود.
زن را چه به موتورسواری!
از آزارهایی که موقع رانندگی با موتور در خیابان تجربه کرده، روایت میکند. خودش مربی موتورسواری است و بیشتر زمانش را در پیستهای موتورسواری میگذراند. «فهیمه جلیلی»، زن جوانی است که از تجربههای خود و شاگردانش از رانندگی در شهر میگوید: «هنوز هم گاهی آدمها ما را موقع رانندگی با موتور مسخره میکنند. بعضی از رانندههای مرد هم شروع به اذیتکردن میکنند تا شاید مثلا دستفرمان ما را بسنجند که چطور وقتی استرس میگیریم موتور را مدیریت میکنیم. برای همین بهترین راه مراقبت این است که ما زنان، مهارتهای موتورسواریمان را قویتر کنیم و از وسایل ایمنی استفاده کنیم تا موقع آزارهای فیزیکی آسیب کمتری ببینیم. راستش هنوز هم این جملات را میشنویم که برو بشین پشت ماشین لباسشویی، زن را چه به موتورسواری و بسیاری دیگر هم که این کار را منافی عفت میدانند». این مربی موتورسواری از بعضی شاگردان زن میگوید که بهدلیل مخالفت خانوادهها بدون اطلاع آنها آموزش میبینند و در مسابقات شرکت میکنند: «با اینکه در مسابقات شرکت میکنم و کارت مربیگری دارم اما هنوز هم وقتی میخواهم با موتور از خانه بیرون بروم، از واکنشهای احتمالی که در خیابان خواهم دید استرس میگیرم. مثلا در ترافیک به موتورم نزدیک میشوند و از این تجربه آزارها شاگردانم هم تعریف میکنند. بنابراین وقتی در شرایط روحی خوبی نباشم و توان مدیریت روانی این آزارها را نداشته باشم با موتور رانندگی نمیکنم چون فشار روانی زیادی به من وارد میشود.
واقعیت این است که خیلی وقتها آدمها به قصد اذیتکردن جلو میآیند و زن موتورسوار برای رانندگی در خیابان باید خودش را برای همهچیز آماده کند. حتی اگر اتفاقی افتاد، چون گواهینامه نداریم نباید ترسید، ماههای قبل یکی از دوستانم با موتور تصادف کرد و الان حتی دیه هم گرفت، پس در این شرایط کسی نترسد و حتما شکایت کند».
عمدا به ما نزدیک میشوند تا تصادف کنیم
تصادف، تجربه تلخ ماههای اخیرش شده است، «سمیه»، دختر جوانی که با وجود شوق خرید موتور حالا از ترس رانندگی مدتی است از موتورش استفاده نمیکند و توضیح میدهد: «کمتر از یک سال است که موتور خریدم و اوایل کارهای کوچک مثل خرید خانه را در محل نزدیک خانه انجام میدادم، بعد کمکم ترسم که کم شد تا محل کارم که مرکز شهر است میرفتم و تجربه کمی از تیکهانداختن دیگر رانندهها داشتم. شاید حتی بیشتر تشویقم میکردند. ولی چند ماه قبل وقتی در حال حرکت بودم پرایدی به قصد به من نزدیک شد و من نتوانستم تعادلم را حفظ کنم و زمین خوردم. پای راستم به زمین کشیده شد و موتورم هم آسیب دید. جالب آنکه این ماشین در شلوغی خیابان رفت و حتی مکثی نکرد ببیند چه بلایی سرم آورده. از آن روز ترسی را تجربه میکنم که باعث شد موتورم را در پارکینگ پارک کنم و تا الان از آن استفاده نکردهام».
بعضی موتوریها به عمد ما را میترسانند
حالا شش ماه شده که «سارا» با موتورش در خیابانهای شهر رفتوآمد میکند و از تجربه این مدتش میگوید: «چند باری از خانه که سعادتآباد است تا محل کارم در خیابان مطهری را با موتور رفتم. در این مدت بیشتر آدمها با دیدنم، شروع به تشویقم کردند یا مثلا با خوشحالی دست تکان میدهند. حتی برایم بسیار پیش آمده که زنان درباره اینکه چطور موتور خریدم و سند زدم، یا از کجا راندن موتور را یاد گرفتم، سؤال میکنند. در تمام این چند ماه آزار خیابانی تجربه نکردهام. فقط چند روز قبل وقتی با سرعت کم در خیابان رانندگی میکردم، یک خودرو شخصی کنارم آمد و زمانی که باید در پیچ دور میزدیم یکدفعه ترمز کرد و من با موتور زمین خوردم، اصلا دلیلی نداشت در آن موقعیت و مسیر پیچ ترمز کند. دستم زخم شد و بخشی از رنگ موتور رفت. آن راننده بدون اینکه پیاده شود و ببیند من حالم خوب است یا نه، گاز داد و رفت. ولی پسر جوانی از ماشین پیاده شد، کمکم کرد بلند شوم و موتور را چک کرد که آسیب ندیده باشد و بعد آرامآرام موتور را روشن کردم و به خانه رفتم».
«عارفه» پنج سال است که موتورسواری میکند، خودش میگوید از همان ابتدا برادرانش موتورسواری را به او آموزش دادهاند و حالا با موتورهای دندهای در سطح شهر تردد میکند: «اوایل زنان موتورسوار خیلی در خیابان دیده نمیشدند و برای همین رهگذران با تعجب من را نگاه میکردند. از همان موقع تا الان که رفتوآمد زنها با موتور عادی شده، بعضی رانندههای پیک همچنان هنگام رانندگی اذیت میکنند. مثلا یکدفعه و بیدلیل جلوی من میپیچند یا به شکلی از کنارم با سرعت عبور میکنند تا بترسم یا مثلا چک کنند چقدر رانندگی با موتور را بلدم. هنوز هم موقع موتورسواری سعی میکنم لباسهایی بپوشم که جنسیتم مشخص نباشد ولی با این حال اگر متوجه شوند، احتمال این رفتارها وجود دارد. اما در کل چون معمولا با برادرهایم موتورسواری میکنیم کسی جرئت نمیکند اذیت کند». در بین زنان موتورسوار، روایتهای بسیاری وجود دارد که زنان از حس همدلی رهگذران در خیابان میگویند، مثل «هانیه» ساکن لواسان که در یک سالی که موتورسواری میکند، چندان تجربه آزار نداشته و میگوید: «محله ما بسیار آرام است و چون تعداد زنان موتورسوار اطرافم کم است، آدمها با حس همدلی با من رفتار میکنند».
زنان موتورسوار باید در برابر آزار، اقدام قانونی کنند
آزار خیابانی، به هر شکلی که باشد باید با شکایت قانونی همراه شود؛ موضوعی که وکلا بر آن تأکید جدی دارند. ابوذر نصرالهی، وکیل پایه یک دادگستری، درباره آزار خیابانی، برای «شرق» توضیح میدهد: «صرف اینکه فردی با موتور تردد میکند، حتی اگر خود این عمل هنوز غیرقانونی تلقی شود، باعث نمیشود شخص دیگری برخلاف قانون، موتورسوار را مورد آزار و توهین قرار دهد؛ بنابراین عملی که شخص آزارگر انجام میدهد، مجرمانه است و این زنان نباید این هراس را داشته باشند که بهدلیل نداشتن گواهینامه ممکن است مورد تعقیب قرار بگیرند و از اعتراض و شکایت چشمپوشی کنند. صرف رانندگی بدون گواهینامه، حتی اگر سیستم قضائی بخواهد آن را پیگیری کند، نهایتا ممکن است به صدور حکم جزای نقدی از سوی قاضی برای آن خانم منجر شود؛ درحالیکه آزارگری مجازاتی بهمراتب سنگینتر دارد. اگر سیستم قضائی بخواهد در راستای تأمین امنیت عمومی اقدام کند، مجازات سختی شامل حال مزاحمان خواهد شد». این وکیل در بین صحبتهایش میگوید: «نیروی انتظامی و وزارت کشور، با توجه به اینکه قوانین ما برای صدور گواهینامه بانوان کفایت میکند، لازم است برای پیشگیری از عوارضی که ممکن است در آینده به تأثیرگذاری بر وجدان جامعه منجر شود، هرچه سریعتر مسئله گواهینامه زنان را جدیتر بگیرند. برای مثال، ممکن است زنی آسیب ببیند و این اتفاق احساسات جامعه را درگیر کند. برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی، باید هرچه سریعتر به این موضوع رسیدگی شود. وقتی مجالی برای دریافت گواهینامه ایجاد نمیکنیم، این مسئله خود باعث تقویت بیقانونی در میان شهروندان میشود و با این کار، به افراد آموزش میدهیم که مجاز به قانونشکنی هستند؛ در حالی که اگر مقررات را اجرائی کنیم، این مسئله ضابطهمند خواهد شد. با این حال در حال حاضر، هیچ ممنوعیتی برای صدور گواهینامه زنان وجود ندارد و بحث صرفا بر سر صدور آن است. دولت باید با توجه به تعداد بالای درخواستهای زنان، این موضوع را عملی کند».
همیشه مقاومت وجود دارد
نگاه بخشی از جامعه به تغییرات، همیشه با واکنشهایی همراه است، ثریا عزیزپناه، جامعهشناس، در گفتوگو با «شرق» درباره موتورسواری زنان و واکنشهای اجتماعی به این موضوع توضیح میدهد: «موتورسواری تاکنون بهصورت عادتی در حوزه مردانه قرار داشته و طی چندین سال، این موضوع جا افتاده است. زمانی که این تغییرات به شکلی پیش میرود که یک وسیله نقلیه، فارغ از جنسیت، مورد استفاده همه افراد قرار بگیرد و زنان از آن استفاده کنند، این تغییر برای همه به شکل یکسان پذیرفته نمیشود. باید در نظر داشته باشیم که هر تغییر اجتماعی، واکنشهایی را به همراه دارد. تاریخ تغییرات جامعه ما همواره با واکنش بخشی از جامعه همراه بوده است. حتی زمانی نسبت به اتفاقی مانند درسخواندن زنان شاهد واکنشهایی بودیم؛ زیرا این موضوع برهمزننده روال معمول جامعه در آن زمان بود».
عزیزپناه درباره آزارهای خیابانی میگوید: «هر عملی که حریم خصوصی را بشکند و موجب آسیب روانی و جسمی شود، نوعی آزار است. به نظر میرسد در مواردی که این رفتارها منجر به آسیب میشوند، به شکلی که به موتور یا راکب آسیب برسد، باید از طریق شکایت موضوع پیگیری شود. با این حال، شاهد بودیم که بخشی از جامعه، از جمله مردان، با دیدن آزار زنان موتورسوار، آزارگر را مورد نکوهش قرار دادهاند. از طرفی در اوایل، موتورسواری زنان بیشتر جنبه تفریحی داشت، اما اکنون استفادههای جدیتری از آن میشود و موتور به وسیلهای برای رفتوآمد آسانتر تبدیل شده است». او ادامه میدهد: «به نظرم، این آزارها در طول زمان کاهش پیدا میکنند و این موضوع به رفتار زنان هم ارتباط دارد؛ مثلا لازم است زنانی که مورد آزار قرار میگیرند، حتما طرح شکایت کنند. حتی ممکن است در ابتدا شکایتهای ثبتشده اصلا پیگیری نشوند، اما بهتدریج این موضوع در چارچوب قانون هم مورد توجه قرار میگیرد تا برای آن سازوکاری در نظر گرفته شود». این رفتارها میتواند بخشی از روند تغییرات اجتماعی باشد که این جامعهشناس توضیح میدهد: «این واکنشها در راستای تغییرات اجتماعی به وجود آمدهاند. زمانی که زنان وارد حوزههایی میشوند که پیش از این در اختیار مردان بوده است، با واکنشهایی مواجه میشوند. وقتی زنان وارد عرصه موتورسواری میشوند، بخشی از جامعه آن را میپذیرد، اما ممکن است بخش دیگری آن را نپذیرد؛ زیرا در برابر هر تغییر اجتماعی، بهویژه در حوزه زنان، حتما مخالفانی وجود دارند. تلاش این افراد بر این است که چنین تغییراتی را متوقف کنند. با حضور بیشتر زنان، این موضوع بهتدریج بهطورکامل جا میافتد و گذشت زمان باعث میشود این واکنشها به حداقل برسند. همچنین این موضوعات مربوط به حوزه زنان دیگر مختص شهرهای بزرگ نیستند و در شهرهای بسیار سنتی هم شاهد هستیم که زنان، حتی در همان فضاهای محدود، همچنان با تلاش برای تغییر جامعه خود پیش میروند. برای مثال، دوچرخهسواری زنان در سالهای گذشته با تعجب افراد مواجه میشد، اما اکنون فراگیر شده است. بنابراین، این تغییرات در حال انجام هستند و قوانین در پی این تغییرات، همراه خواهند شد. پس این روند، روندی مثبت است». عزیزپناه به رانندگی خودرو زنان اشاره میکند: «شمسالملوک جهانبانی در سال ۱۳۱۹ نخستین گواهینامه خودرو را دریافت کرد و تا ۲۰ سال پس از آن، ۴۴۲ زن گواهینامه رانندگی گرفتند. تا امروز، حدود ۱۳ درصد از زنان در ایران رانندگی میکنند و بقیه رانندگان مرد هستند. با این حال، هنوز هم وقتی زنان رانندگی میکنند، با عبارات جنسیتزدهای مواجه میشوند. این مسئله جدیدی نیست و پذیرش این موضوع که زنان هم میتوانند از این وسایل نقلیه استفاده کنند، همواره برای جامعه دشوار بوده است. جامعه ما همیشه با شک و تردید به ورود زنان به فعالیتهای جدید نگاه میکند و باید این مسیر را ادامه داد».
اهمیت صدور گواهینامه موتور برای زنان
ماه گذشته خبرگزاری مهر در گزارشی با تیتر «موتورسواری بانوان؛ واقعیتی که از قانون جلوتر حرکت میکند». بر ضرورت تعیین تکلیف موتورسواری زنان تأکید کرد. همچنین زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور، اعلام کرده، تشریفات لازم برای صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان انجام شده، اما جنگ و تعطیلی بخشی از فعالیتهای آموزشی، اجرای آن را به تأخیر انداخته است. به گفته او، صدور مجوز آموزش مربیان زن، نخستین گام برای آغاز فرایند آموزش و صدور گواهینامه است؛ اقدامی که میتواند به افزایش مهارت رانندگی و کاهش آسیبهای حقوقی و بیمهای کمک کند. با این حال، بیستم مهرماه، رئیس پلیس راهور تهران بزرگ از جانباختن دو زن موتورسوار در تصادفات از ابتدای سال جاری خبر داد. آماری که بار دیگر ضرورت آموزش اصولی و تأمین ایمنی موتورسواران زن را قابل اهمیت میکند. در شرایطی که برخی زنان موتورسوار از آزارهای خیابانی و ترس از پیگیری قانونی به دلیل نداشتن گواهینامه میگویند، تعیین تکلیف صدور گواهینامه زنان همچنان یکی از مطالبات جدی در مسیر تأمین امنیت و بهرسمیتشناختن حضور آنان در خیابان است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.






