عبدالرحیم جعفری؛ کارآفرین فرهنگی که با وجود فراموشی، رویای احیای امیرکبیر را در سر داشت

بامداد لاجوردی در اعتماد نوشت: دوازدهم آبان، سالروز تولد یکی از ماندگارترین چهره‌های چاپ و نشر معاصر ایران است؛ عبدالرحیم جعفری، موسس انتشارات امیرکبیر و کسی که عنوان «کارآفرین فرهنگی» برازنده اوست. مردی به‌غایت دوست‌داشتنی، متین، جدی و به طرزی شگفت‌انگیز منضبط که تا آخرین روزهای عمرش هرگز…

بامداد لاجوردی در اعتماد نوشت: دوازدهم آبان، سالروز تولد یکی از ماندگارترین چهره‌های چاپ و نشر معاصر ایران است؛ عبدالرحیم جعفری، موسس انتشارات امیرکبیر و کسی که عنوان «کارآفرین فرهنگی» برازنده اوست. مردی به‌غایت دوست‌داشتنی، متین، جدی و به طرزی شگفت‌انگیز منضبط که تا آخرین روزهای عمرش هرگز از آموختن و بالندگی دست نکشید. درباره تاثیرات او بر فرهنگ و نشر ایران، بزرگان زیادی سخن گفته‌اند؛ من اما می‌خواهم به احترام او، تجربه مواجهه مستقیم خودم را با این نام بزرگ بازگو کنم. وقتی برای نخستین‌بار او را دیدم، حدودا ۹۰ساله بود و من تنها ۱۹ سال داشتم. قرارمان آموزش کار با «کامپیوتر» بود؛ در ظاهر من باید به او درس می‌دادم، اما در حقیقت در تمام آن مدت، مشق ممارست، تاب‌آوری و امیدواری بی‌پایان می‌کردم. اولین قرار ما ساعت ۹ صبح روزی دوشنبه در خانه‌اش در محله الهیه تهران بود. زنگ در را زدم، خدمتکار در را گشود و مرا به اتاق راهنمایی کرد. دقیق به خاطر دارم؛ لحظاتی بعد مردی با صورتی کاملا تراشیده، آراسته و با لباسی رسمی -شلوار و پیراهن سفید همراه با کمربند مشکی- تکیه بر عصا و با گام‌هایی شمرده به سمت میز آمد. کاریزمای نگاه و رفتارش از همان ثانیه نخست هر کسی را مجذوب می‌کرد. نشست و بی‌درنگ گفت: «خُب؛ از کجا شروع کنیم؟» پرسیدم: «شما مایلید چه چیزی بدانید یا به چه کارتان می‌آید؟» پاسخش کوتاه و تکان‌دهنده بود: «من می‌خواهم ببینم چه بر سر امیرکبیر آمده!» پیش‌تر گفته بودند استاد دچار افت حافظه شده و مراحل آموزش باید گام‌به‌گام مکتوب شود. ادامه داد: «خب، حالا باید چه کنم؟» من روی کاغذ شیوه یک جست‌وجوی اینترنتی را می‌نوشتم و نتایج را یکی‌یکی با هم مرور می‌کردیم. هر سطری درباره او و سرنوشت انتشاراتش را با دقت می‌خواند و پاسخ می‌داد؛ درست مثل کسی که با وسواس در حال تدوین متن دفاعیه دادگاه یا نوشتن تکذیبیه‌ای تاریخی است، جزء‌به‌جزء ادعاها را حلاجی می‌کرد. او در میانه این سطور، رنج‌های فروخورده‌اش را بازگو می‌کرد که ثمره آن ساعت‌ها هم‌کلامی برای من، فهم عمیق مسائلی شد که دهه‌ها گریبانگیر جامعه ما بوده است؛ نوعی بدبینی دیرینه و سوءظن ساختاری نسبت به نوآوری، توسعه و کارآفرینان بخش خصوصی. استاد جعفری با طنین صدایی خاص و ته‌لهجه تهرانی قدیم حرف می‌زد. لابه‌لای همین مرور خبرها بود که گاه به روزهای سخت کودکی پررنجش بازمی‌گشت و گاه از آنچه پس از دگرگونی‌های سال ۵۷ بر سر موسسه‌اش آمده بود، سخن می‌گفت و هر بار با غمی در گلو تکرار می‌کرد: «اگر همین امروز امیرکبیر را پس بدهند، سه ساله دوباره سرپایش می‌کنم.» استاد جعفری فراموشی داشت؛ خیلی چیزها را از یاد می‌برد اما داغ از دست دادن امیرکبیر را فراموش نمی‌کرد؛ هر جلسه و گاهی چند بار تکرار می‌کرد: «امیرکبیر را دوباره سرپا می‌کنم.» و من ایمان داشتم که حق با اوست؛ امیرکبیر به‌رغم همه رکودها، با جسارت و ذهن توسعه‌گرای او می‌توانست جانی دوباره بگیرد. همنشینی با استاد جعفری به من قدرت می‌داد تا منطق ذهنی کارآفرینی اصیل و پرشور را درک کنم. او شنونده‌ای بی‌نظیر بود؛ سراپا گوش می‌شد، صبورانه منتظر اتمام جملات می‌ماند، مکث می‌کرد -گویی عمیقا به معنای کلام می‌اندیشد- و سپس لب به سخن می‌گشود. انضباطی سختگیرانه داشت؛ در تمام آن ماه‌ها جز یک بار به دلیل کسالت شدید، کلاسی لغو نشد و هیچ امری را سرسری نمی‌گرفت. شگفت‌انگیزتر آنکه جعفری در دهه نهم زندگی‌اش، علاوه بر کار با رایانه، از استادانی برای یادگیری پیانو، تار، آواز و زبان انگلیسی دعوت می‌کرد؛ ذهنی همواره بیدار و بی‌قرار که هرگز متوقف نمی‌شد. جعفری یک کارآفرین ملی‌گرا بود. اگر امروز شاهنامه فردوسی، دیوان‌های معتبر کهن و «فرهنگ فارسی معین» در کتابخانه نسل‌های پیاپی جاخوش کرده، بخش بزرگی از آن را مدیون دوراندیشی و جانفشانی‌های همین مرد هستیم. او بهای گزافی بابت ساختن این میراث پرداخت و سال‌ها طعم تلخ بی‌مهری و انزوا را چشید. با این حال، تا پایان عمر دل در گرو این خاک داشت. درحالی که همه امکانات برای کوچ و گذراندن باقی عمر در آسایش برایش فراهم بود، ماندن در وطن را برگزید، چراکه هنوز امیدوار بود بتواند در همین خاک، کارهای بزرگ رقم بزند. یادش گرامی و میراثش پاینده باد.

نوشتهٔ قبلی
کاهش معوقات تعرفه پرستاری به ۶ ماه؛ گامی رو به جلو در پرداخت مطالبات
نوشتهٔ بعدی
پایان مهلت واریز معوقات بازنشستگان؛ برخی هنوز مبالغ اردیبهشت را دریافت نکرده‌اند